زیبا سازی وبلاگ

جهان دانش

نویسنده: میثم عسکری سده

جهان دانش

نویسنده: میثم عسکری سده

جهان دانش

عجب دنیای عجیبی است؛
در کله پزی ها هم،
زبان از مغز گران تر است.
درست مثل جامعه
که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند!!!

هدف فلسفه چیست؟

شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۱ ق.ظ


فیلسوف در پی چه چیزی است؟ غایت فلسفه و مقصود فیلسوف نیل به «راز» است. این پاسخی است که فیلسوف اگزیستانس فرانسوی، گابریل مارسل (1973ـ 1889 )، به پرسش های فوق می دهد. مارسل مقصد و مقصود فلسفه را «کاویدن» و نه «ساختن» معرفی می کند؛ کاویدن زوایای امکانات ژرف وجود انسان.
    از نظر مارسل کار فلسفه رسیدن به راز و شناخت آن است نه نظریه آفرینی و مفهوم پردازی. و به این اعتبار، وی بین راز و مسئله تمایز قائل می شود. مسئله امری است پیش روی ما که می توان آن را با عقل به وجهی عینی حل کرد در حالی که راز خود ما را نیز در برمی گیرد و نمی توان با آن به طور عینی و عقلی مواجه شد.
    نقطه آغاز فلسفه نوعی «بی قراری» متافیزیکی است. همچون بی قراری کسی که در تب می سوزد و برای رسیدن به وضعیت مطلوب در تقلااست. این جست وجو و تقلابرای یافتن سرپناهی درآوارگی، طلب هماهنگی در ناهماهنگی، جست وجوی منشایی متعالی در یک زندگی گذرا و فانی به واسطه نوعی تفکر صورت می گیرد که مارسل آن را تفکر ثانویه نامیده است.
    یکی دیگر از مفاهیم اساسی فلسفه مارسل تمایزی است که او بین تفکر اولیه و تفکر ثانویه می گذارد. از نظر او تفکر اولیه، انتزاعی، تحلیلی، کلی و تحقیق پذیر است که با مسئله سر و کار دارد.
    از آنجایی که تفکر اولیه در تفکر علمی و فنی نمود پیدا می کند، این امکان را فراهم می کند که عالم خود را بهتر و کامل تر بشناسیم و به تصرف درآوریم.
    اما به تعریف گابریل مارسل تفکر ثانویه، عینی، فردی و اکتشافی است و نه با اشیا بلکه با امور عینی و حاضر سر و کار دارد و به جای شک، حیرت و شگفتی سرآغاز تفکر ثانویه است. این نوع تفکر سودجویانه یا دلمشغول حل مسئله نیست بلکه راز محور است.
    تمایز «راز و مسئله» و پیامدهای معرفت شناسانه آن از شاهرگ های تفکر فلسفی مارسل به شمار می رود.
    به عقیده مارسل، راز در ابتدا در قامت مسئله خود را می نمایاند اما در واقع در راز تمایز بین فاعل شناسایی و متعلق شناسایی، یعنی بین آنچه در من است و آنچه پیش روی من است، از میان می رود. اما راز یک مفهوم صرفاً ذهنی که هیچ ما به ازا و مصداقی در خارج نداشته باشد، نیست.
    موضوعاتی چون امید، عشق، وفا، هستی، شر و اختیار از مصادیق «راز» هستند که فاعل شناسایی، خود در بند آنها است. اما نباید پنداشت که چون راز ورای مرزهای عینی و آفاقی است پس غیرقابل شناخت است. در مواجهه با «راز» در اولین گام باید آن را شهود کرد و در گام بعد «مشارکت» در راز جست. بدین معنا که باید رازها را تجربه کرد و به آن مبتلاشد.
    گابریل مارسل که او را فیلسوف اگزیستانس الهی نامیده اند اما خودش اصطلاح نو سقراطی را برای نسبت دادن به افکار و فلسفه اش ترجیح می دهد معتقد است که عالم ما عالمی تکنیکی زده و کارکرد محور است که به مثابه دامی است که انسان و انسانیت را در خود اسیر کرده و به باور وی تنها راه رهایی از آن تقرب جستن به «راز» است.

  • میثم عسکری سده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی