زیبا سازی وبلاگ

جهان دانش

نویسنده: میثم عسکری سده

جهان دانش

نویسنده: میثم عسکری سده

جهان دانش

عجب دنیای عجیبی است؛
در کله پزی ها هم،
زبان از مغز گران تر است.
درست مثل جامعه
که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند!!!

هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه ( فصل دوم )

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۶ ب.ظ

داستان پادشاهى هاروت و ماروت

در کتاب ترجمه تفسیر طبرى آمده است که هاروت و ماروت دو پادشاه بودند از بین مردمان که پادشاهى زمین را بر عهده داشتند و از زمانى که خداوند متعال این جهان را به آدم سپرد و ابلیس را لعنت کرد، بعد از آن به هیچ فرشته اى در روى زمین پادشاهى نداد و این هاروت و ماروت هم از فرزندان آدم بودند که خدا آن ها را به وسیله گناه، امتحان کرد.

اشکال داستان یاد شده این است که شیطان، فرشته نبود، بلکه از جنیان بود که از فرمان خدا مبنى بر سجده به حضرت آدم(علیه السلام)در زمان خلقت آدم، سرپیچى کرد و خداوند متعال او را لعنت کرد و از درگاه خویش راند.

مأموریت هاروت و ماروت از زبان قرآن مجید و ائمه اطهار(علیهم السلام)

در قرآن مجید آمده است که دو فرشته نازل شده به سوى مردم، یعنى هاروت و ماروت، به مردم سحر آموزش مى دادند، نه براى این که مردم از آن در جهت کارهاى خلاف و از جمله تفرقه بین زن و شوهر استفاده کنند، بلکه در جهت مقابله با سحرِ شیاطین و ساحران آن را به کار بندند.

زجاج از حضرت على(علیه السلام) روایت مى کند که حضرت فرمودند: هاروت و ماروت، دور شدن از سحر را به مردم یاد مى دادند، نه آمدن به سمت سحر را.

امام رضا(علیه السلام) در این باره مى فرمایند:

هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به مردم سحر آموختند تا از سحر جادوگران پرهیز کنند و آن را باطل نمایند، و به هرکس چیزى در این باره مى آموختند و به او مى گفتند: «إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ؛ ما، وسیله آزمایش تو هستیم، کافر نشو»، ولى گروهى با به کارگیرى چیزى که دستور داشتند از آن دورى کنند، کافر شدند و به وسیله آن چه مى آموختند بین زن و شوهر جدایى مى انداختند.

امام جعفر صادق(علیه السلام) و امام حسن عسکرى(علیه السلام) نیز درباره مأموریت هاروت و ماروت، فرمایشى دارند، و جالب این جاست که کمترین اختلافى در این دو حدیث دیده نمى شود. در کتاب تفسیر جامع به نقل از امام جعفر صادق(علیه السلام) آمده است که حضرت مى فرمایند:

پس از نوحِ پیغمبر، سحر و عقیده و موهومات زیاد شده بود. خداوند دو فرشته هاروت و ماروت را نزد پیغمبر آن زمان فرستاد که عملیات ساحران را براى او بیان نموده و ضمناً براى ابطال سحر و رد کردن حیله و نیرنگ آن ها اطلاعاتى به او بدهد. پیغمبر مزبور از آن دو فرشته، تعلیماتى فراگرفت و به امر خدا به مردم یاد داد که سحر جادوگران را شناخته و براى باطل نمودن آن ها از دانستنى هایى که به دست آورده بودند، استفاده کنند و به ایشان تأکید و امر شد که خودشان سحر نکنند.

مطلب بالا با اندکى تغییر به نقل از امام حسن عسکرى(علیه السلام) نیز بیان شده است. حضرت مى فرمایند:

بعد از نوح(علیه السلام)جادوگران و فریب کاران، بسیار شده بودند، لذا خداوند عز و جل دو فرشته را به سوى پیامبر آن زمان فرستاد و به آن دو مأموریت داد که سحر و چگونگى ابطال آن را به آن پیامبر بیاموزند، او نیز آن مطالب را از آن دو فرشته دریافت کرده و به فرمان خدا آن را به مردم آموخت و به آن دو دستور داد تا به این وسیله در مقابل سحر ایستادگى کرده، آن را باطل نمایند.

از مطالب گفته شده چنین برمى آید که مأموریت و وظیفه هاروت و ماروت آموزش سحر به مردم به منظور ایستادگى و مقابله با سحر ساحران و ابطال آن بود.

افسانه منقول درباره هاروت و ماروت

در این بخش، افسانه نقل شده و جنجال برانگیز درباره هاروت و ماروت را بیان مى کنیم. البته این داستان تقریباً در اکثر کتاب ها شبیه به هم نقل شده است، اما سعى بر آن بوده که این داستان از کتاب هاى متعددى نقل شود تا قسمت هاى مورد اختلاف نیز مشخص شد و از این طریق به نتیجه اى کلى درباره این داستان برسیم.

در کتاب عیون اخبار الرضا(علیه السلام) آمده است:

یوسف بن محمد بن زیاد و على بن محمد بن سیّار از پدران خود (که راویان این حدیث هستند) نقل کرده اند که آن دو به امام عسکرى(علیه السلام) عرض  کردند: عدّه اى نزد ما گمان مى کنند که هاروت و ماروت دو فرشته بودند که وقتى که عصیان بنى آدم زیاد شد، خداوند آن دو را از بین ملائکه برگزید و با ملَک دیگرى به دار دنیا فرستاد، و آن دو مجذوب زهره شدند و خواستند با او زنا کنند و شراب خوردند و آدم کشى کردند و خداوند آنان را در بابل عذاب فرمود و جادوگران، از آن دو، سحر و جادو مى آموختند و خداوند آن زن را مسخ کرده و به صورت این ستاره (یعنى ستاره زهره) درآورد.

در تفسیر احسن الحدیث آمده است:

نقل شده: هاروت و ماروت دو فرشته بودند، از دیدن کارهاى بدکاران به درگاه خدا شکایت کردند. خدا به آن ها قوه شهوت داده بر زمین فرستاد، آن ها پس از آمدن، زنا کردند، خمر خوردند، به بت سجده کردند و قتل نفس نمودند، خداوند آن ها را در هوا معلّق کرد و تا قیامت، معذّب خواهند بود.

در کتاب اعلام قرآن این داستان بدین صورت نقل شده است:

فرشتگان به بنى آدم به دیده حقارت نظر افکندند. خداوند به ایشان گفت: اگر شما به جاى آدمیان بودید و قواى نفسانى آن ها را داشتید بهتر از ایشان رفتار نمى کردید. فرشتگان از خدا خواستار آزمایش شدند و خداوند براى آزمایش، دو تن از آنان را به نام هاروت و ماروت به زمین فرستاد و به ایشان فرمان داد که از گناهان عظیم من جمله شرک و زنا و قتل نفس و باده نوشى خوددارى کنند. چون فرشتگان به زمین آمدند به زودى فریفته زن زیبایى شدند و در حالِ عملِ نامشروع، گرفتار گردیدند و مزاحم خود را کشتند. خداوند به فرشتگان فرمان داد که به حال هم جنسان خویش در زمین، نظر افکنند. فرشتگان ماجرا را دیدند و به حکمت خدا پى بردند. هاروت و ماروت میان عذاب دنیوى و اخروى مخیّر گردیدند و ایشان عذاب دنیوى را اختیار کردند، لذا در بابل محبوس شدند تا کیفر کامل گناه خود را تحمل کنند.

در تفسیر الجامع لاحکام القرآن علاوه بر موارد بالا آمده است:

زهره (زنى که هاروت و ماروت به وسیله آن به فتنه افتادند) از هاروت و ماروت درباره اسمى که به وسیله آن به آسمان مى روند، سؤال کرد و آن دو، آن اسم را به او آموختند و زهره پس از گفتن آن اسم به آسمان رفت و سپس به صورت یک ستاره مسخ گردید.

در کتاب ترجمه تفسیر طبرى نیز آمده است:

وقتى هاروت و ماروت به زمین آمدند، زنى را دیدند که بسیار زیبارو بود و هاروت و ماروت، آن زن را به سوى خود خواندند و آن زن سه شرط بر جلوى آن ها قرار داد و گفت: اگر مى خواهید که من از شما اطاعت کنم باید این کودک بى گناه را بکشید یا این قرآن کلام خدا را بسوزانید و یا این شراب مست کننده را بخورید. هاروت و ماروت از بین آن سه شرط، شراب خوردن را انتخاب کردند تا بعد از خوردن آن،توبه کنند. اما وقتى شراب خوردند، مست شدند و کودک را کشتند و کلام خدا را سوزاندند. سپس به زهره گفتند که ما هر سه شرط تو را انجام دادیم، تو نیز به فرمان ما عمل کن. زهره گفت که نام مهین خدا را که با آن به زمین مى روند و به آسمان بازمى گردند، به او بیاموزند و آن ها آن اسم را به او آموختند و او آن اسم را خواند و به آسمان رفت و از آن ها اطاعت نکرد و خدا هاروت و ماروت را در بابل و در کوه دماوند در زیر زمین در چاهى عذاب مى کند و آن ها را در آن چاه آویخته اند و آن ها از تشنگى زبانشان بدر افتاده، ولى نمى توانند آب بخورند با این که بین آن ها و آب، فاصله اى به اندازه یک تیغ شمشیر است.

در کتاب قصص قرآن مجید عتیق نیشابورى آمده است:

عزا و عزایا (هاروت و ماروت) به زهره گفتند که ما تو را از شوهرت جدا مى کنیم و تو به درخواست ما پاسخ مثبت بده و زهره نیز قبول کرد. هاروت و ماروت که روزها میان مردم حکم مى کردند و شب ها در آسمان، خدا را عبادت مى کردند، حکم ناحق دادند و زهره را از شوهرش جدا کردند. زهره از آن ها خواست تا شوهرش را بکشند و آن ها چنین کردند. زهره گفت که چون من بت پرستم، شما نیز باید بت بپرستید، آن ها قبول نکردند. زهره به آن ها پیشنهاد شرب خمر را داد و آن ها که دلشان پیش آن زن بود، قبول کردند و پس از مست شدن نام مهین خدا را به او یاد دادند و پس از بیدارى دیدند که چه گناه هایى را انجام داده اند.

هم چنین در کتاب قصص قرآن مجید آمده است:

وقت نماز عصر، هاروت و ماروت را در چاهى آویزان کرده و عذاب مى کنند تا روز دیگر. و خداوند متعال دعایى را به آن ها در ثناى خویش تلقین کرده و آن ها آن دعا را مى خوانند و عذاب براى آن ها آسان تر مى شود.

طبق یکى از احادیث، هاروت و ماروت از پیغمبر معاصر خود، حضرت ادریس(علیه السلام)خواستند که براى آن ها دعا کند و در نتیجه دعاى حضرت، آن دو بین عذاب دنیوى و عذاب اخروى مخیّر شدند.

بابل کجاست؟

با نگاهى به اقوال ذکر شده در مبحث پیشین درمى یابیم که لفظ «بابل»، یعنى جایى که هاروت و ماروت در آن جا عذاب شده اند، در تمامى آن ها به چشم مى خورد. در این مورد هرچند برخى مستقیماً جایى مشخص را به عنوان منظور خود از بابل تعیین کرده اند، ولى بابل طبق نظر صاحب نظران سه جاست:

1. برخى گفته اند منظور از بابل، شهر «بابل» عراق است؛

2. بعضى نیز گفته اند که منظور، «بابل» دماوند است؛

3. برخى دیگر، منطقه وسیعى از نصیبین تا رأس العین را به عنوان بابل مطرح کرده اند.

  • میثم عسکری سده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی